به یاد مردانگی وشجاعت شهید چمران

مصطفی چمران

به یاد مردانگی وشجاعت شهید چمران

مصطفی چمران  معروف به دکتر چمران و شهید چمران، فیزیک‌دان،

سیاستمدار، وزیر دفاع ایران در  اولین دولت بعد از انقلاب  و دولت

موقت شورای انقلاب ازهمراهان امام موسی صدر در تشکیل جنبش امل،

نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، از فرماندهان ایران در جنگ ایران

و عراق و بنیان‌گذار ستاد جنگ‌های نامنظم در جریان جنگ ایران و عراق بود.

چمران کسی که بزرگترین مقامات علمی را گذرانده ،سردی وگرمی روزگار

را چشیده ، از زیباترین وعمیق ترین عشقها برخوردار شده،از هر چه زیبا و

دوست داشتنی است برخوردار شده، در اوج کمال ودارایی همه چیز خود را

رها کرده وبه خاطر هدف مقدسش شهادت را قبول کرده است.

چمران
چمران

چمران کسی است که از قلب بیروت سوخته تا قله های بلند جبل عامل و مرز فلسطین اشغالی از خود ،قهرمانیها به یادگار گذاشته است .

ده خاطره از شهید مصطفی چمران

 

۱- با خودش عهد کرده بود تا نیروی دشمن در خاک ایران است برنگردد

تهران ،  نه مجلس میرفت ، نه شورای عالی دفاع .یک روز از تهران زنگ

زدند.حاج احمدآقا بود.گفت: ( به دکتر بگو بیا تهران.) گفت: ( عهد کرده با

خودش ، نمیآد.) گفت : ( نه بیاد امام دلش برای دکتر تنگ شده . ) بهش

گفتم . گفت:(چشم . همین فردا می ریم .)

۲-گفتم : ( دکتر، شما هرچی دستور می دی، هرچی سفارش میکنی،

جلوی شما میگن چشم ، بعد هم انگار نه انگار.  هنوز تسویه ما رو ندادن .

ستاد رفته زیر سوال . می گن شما سلاح گم کرده ین…..) همان قدر که من

عصبانی بودم، او آرام بود. گفت:( عزیزجان دل خور نباش . زمانه نابسامانیه .

مگه نمیگفتن چمران تل زعتر را لو داده ؟ حالا بگذار بگن حسین مقدم هم

سلاح گم کرده . دلخور نشو عزیزم.)

۳-دکتر آرپی چی می خواست، نمی دادند.می گفتند دستور از بنی صدر لازم است. تلفن کرده بود به مسئول توپخانه. آنجا هم همان اش و همان کاسه. طرف پای تلفن نمیدید دکتر از عصبانیت قرمز شده. فقط می شنید که ( برو آنجا آرپی چی بگیر. ندادند به زور بگیر. برو عزیزجان . )

۴-از اهواز راه افتادیم دو تا لندرور . قبل از سه راهی ماشین اول را زدند. یک خمپاره هم سقف ماشین ما را سوراخ کرد و آمد تو ، ولی به کسی نخورد ، همه پریدیم پایین ، سنگر بگیریم. دکتر آخر از همه آمد. یک گل دستش بود. مثل نوزاد گرفته بود بغلش . گفت:( کنار جاده دیدمش . خوشگله؟)

۵-اوایل که آمده بود لبنان، بعضی کلمه های عربی را درست نمیگفت. یک بار سرکلاس کلمه ای را غلط گفته بود . همه بچه ها همان جور غلط میگفتند. می دانستند و غلط میگفتند. امام موسی میگفت: دکتر چمران یک عربی جدید توی این مدرسه درست کرد.

۶-به پسرها میگفت شیعیان حسین (ع) ، وبه ما شیعیان زهرا(س).کنارهم که بودیم، مهم نبود کی پسر است و کی دختر. یک دکتر مصطفی می شناختیم که پدر همه مان بود ، و یک دشمن که می خواستیم پدرش را در بیاوریم.

۷-چینی ها میگفتند:(جاسوس آمریکاست.برای ناسا کار میکند.) راستی ها میگفتند:(کمونیسته) هردو برای کشتنش جایزه گذاشته بودند.ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند. یک کمی آن طرف تر دنیا، استادی سرکلاس میگفت( من دانشجویی داشتم که همین اخیرا روی فیزیک پلاسما کار میکرد)

۸-سال دوم یک استاد داشتیم که گیر داده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان، چمران کراوات نزد، استاد دو نمره ازش کم کرد. شد هجده . بالاترین نمره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *